تبلیغات
منتـــظران ظهــــور

منتـــظران ظهــــور
یـابن الحســـن روحـی فـــداک

نمیدانم چرا این روزها نبودنت انقدر آزارم میدهد

میگویند هستی اما نمیبینمت

میگویند همراه من سحر بیدار میشوی و زمزمه میکنی دعای سحر را

میگویند همراه من تمام روز را روزه داری

میگویند تو هم قرآن میخوانی،با عشق

میگویند تو هم لحظه ی افطار دعا میکنی

میدانم سحرها کنار سفره ی ساده ی ما مینشینی

میدانم تمام مدت روز را نگاهم میکنی

قرآن خواندنم را میبینی

عطر نمازهایم را میبویی

افطار که میشود دعا کردنم را نگاه میکنی

اگر تو همه جا هستی

هنگام سحر...

لحظه های خوش افطار...

پس چرا نمیبینمت...؟!

آقا جان!

نمیشود این جمعه را همراه تو سر سفره ی افطار دست به آسمان ببریم...؟!




طبقه بندی: دلنوشته،
[ شنبه 29 تیر 1392 ] [ 01:57 ب.ظ ] [ ستاره ] [ دلتنگ مهدی (عج) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ تقدیم :
به زلال دریـــایی همه ی اشک هایی که در مشرق ها و مغرب ها
شب ها و روزها در هجــــران او بر خاک ریخته اند...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب




‎کدجاوا‎

شهدای گمنام