تبلیغات
منتـــظران ظهــــور

منتـــظران ظهــــور
یـابن الحســـن روحـی فـــداک

بسم رب الحسین (ع)

محرم هم اومد.پارسال همین موقع ها بود که خواستم تا محرم سال بعد برم کربلا.نمیدونم چرا هربار کارها تا نصفه پیش میرفت و بعد یکدفعه به بن بست میخورد.خیلی دلم شکست...نشد که برم و خودم هم دلیلش رو خوب میدونم...شهریور امسال راهیان نور غرب حالم رو حسابی رو به راه کرد...یادم نمیره لحظه ای رو که به سمت حرم ایستاده بودم و مداح کاروان مدام میگفت که نزدیکترین جا به حرم اباعبدا... اینجاست.یاحسین...دیدین اخر من رو هم دعوت کرد...چشمامو که بستم انگار روبروی حرم بودم.گفتم که آقام جوابمو میده.اونقدرها هم از من بدش نمیاد.اونقدرها هم بد نشدم که منو نخواد...چه حال و هوایی بود سفر غرب...با زیارت آقا دیگه خوشی هام کامل شد...شهدا من رو خیلی دوست داشتن که همسفر کسی شدم که به جرئت میتونم بگم فرشته ی خدا بود روی زمین.یه ناجی از طرف شهدا برای من...حالا خیلی بهتر از قبل شدم...با شهدا حسابی انس گرفتم اون هم فقط به واسطه ی فرشته ی زندگیم...نذر کردم عید امسال هرطور شده برم جنوب.دلم خیلی تنگ شده!دلم فکه میخواد...دلم حسینیه شهید همت رو میخواد...دلم تنهایی میخواد...دلم خدا میخواد...دلم...بیچاره دلم...

فرشته ی مهربون زندگیم!

هروقت دلم برات تنگ میشه اون مداحی ها رو گوش میدم،چشمامو میبندم و فقط اشک میریزم... میدونم که اگه تو نبودی الان شرمنده ی شهدا بودم و خودم رو هیچوقت نمیبخشیدم...

 




طبقه بندی: دلنوشته،
[ جمعه 8 آذر 1392 ] [ 02:49 ب.ظ ] [ ستاره ] [ دلتنگ مهدی (عج) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ تقدیم :
به زلال دریـــایی همه ی اشک هایی که در مشرق ها و مغرب ها
شب ها و روزها در هجــــران او بر خاک ریخته اند...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب




‎کدجاوا‎

شهدای گمنام