تبلیغات
منتـــظران ظهــــور

منتـــظران ظهــــور
یـابن الحســـن روحـی فـــداک

به نام خدایی که از شدت حضور ناپیداست...

این نوشته فقط یه درد دل ساده است.مخاطب خاص داره...

دوباره شروع کنم و بگم که دلم گرفته...حالم از زندگی بهم میخوره...خودت همه ی این حرفهامو از بری.این دفعه میخوام یه جور دیگه باهات حرف بزنم.میخوام بگم که چقدر محتاج نگاهتم.حال این روزهام طوری نیس که بتونم باهاش زندگی کنم.فقط دارم عقربه های ساعت رو دنبال میکنم.آروم...آروم...

کم کم دارم به خودم شک میکنم.مگه من چیکار کردم که حتی نمیخوای نگاهم کنی...روزگارم انگار که روزه گرفته باشد...لحظه ای هم که شده لب به آرامش نمیزنه...پس کی نگاهت بر بام زندگیم اذان خواهد گفت...؟

چقدر باید قنوت نمازم رو با دعای فرج تو به پایان ببرم...چقدر مونده تا لحظه ای که این اشک از سر شوق بر گونه هام لبریز بشه نه از فراق...چقدر دیگه باید صبر کنم تا شاید جمعه ای از راه برسه و تو بیای...

 


[ سه شنبه 5 دی 1391 ] [ 07:19 ب.ظ ] [ ستاره ] [ دلتنگ مهدی (عج) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ تقدیم :
به زلال دریـــایی همه ی اشک هایی که در مشرق ها و مغرب ها
شب ها و روزها در هجــــران او بر خاک ریخته اند...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب




‎کدجاوا‎

شهدای گمنام