تبلیغات
منتـــظران ظهــــور

منتـــظران ظهــــور
یـابن الحســـن روحـی فـــداک

دختر برای حل مسئله استاد رفت پای تخته....

لبه چادرش روی زمین کشیده میشد... 

پسر یه چشمک به دختر پشت سری انداخت و روشو برگردوند 

و با نیشخندی گفت: بچه ها به شریفی بسپریم 

لازم نیست امروز کلاس رو جارو بزنه (خنده کلاس...)


دختر خیلی جدی و اروم برگشت 

و رو به پسر گفت: پس کی میخواد تو رو جمع کنه؟!

 




طبقه بندی: عفاف و حجاب،
[ پنجشنبه 9 خرداد 1392 ] [ 07:06 ب.ظ ] [ ستاره ] [ دلتنگ مهدی (عج) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ تقدیم :
به زلال دریـــایی همه ی اشک هایی که در مشرق ها و مغرب ها
شب ها و روزها در هجــــران او بر خاک ریخته اند...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب




‎کدجاوا‎

شهدای گمنام