تبلیغات
منتـــظران ظهــــور

منتـــظران ظهــــور
یـابن الحســـن روحـی فـــداک

جلوی آینه می ایستد تا خودش را اماده کند.دستی به صورتش میکشد.زبری ته ریش آزارش میدهد.به طرف دستشویی میرود.ژیلت را می اندازد به جان صورتش.دوباره دستی میکشد و میرود طرف آینه.پنجه هایش را فرو میکند بین موهایش.اتوی مو را بر میدارد.چند دقیقه بعد زیر چشمی به موهای فشن شده اش نگاه میکند.با سر انگشتانش چند لاخ از موها را صاف می دهد به بالا.حواسش به ابروها هم هست.تیزیشان پلک هر نگاهی را می شکافد.

چشمهایش همه خیابان را می درد و به اندازه تمام دنیا له له می زند...دنبال دختر است.دخترک بزک کرده این را می بیند.می رود به طرفش.ولی در چشم به هم زدنی ماشینی جلوی پای دختر ترمز می زند.با چشمانش تا ته خیابان همراهی می کند دخترک را.وباز به دنبال شکار دیگری می گردد.اما این بار چشمش به دختر محجبه ای می افتد.تمام بغض و کینه اش را جمع می کند زیر دندانهایش:

-         حالم از "حجــاب" به هم می خورد!!!

من حرفی ندارم!منتظر نظــرات شما هستم!




طبقه بندی: عفاف و حجاب،
[ پنجشنبه 23 خرداد 1392 ] [ 05:57 ب.ظ ] [ ستاره ] [ دلتنگ مهدی (عج) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ تقدیم :
به زلال دریـــایی همه ی اشک هایی که در مشرق ها و مغرب ها
شب ها و روزها در هجــــران او بر خاک ریخته اند...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب




‎کدجاوا‎

شهدای گمنام